ميرزا حسين النوري الطبرسي

376

النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجة الغائب ( عج ) ( نجم ثاقب در احوال امام غايب ع ) ( فارسى )

رفتنى در بيداء . » « 1 » هشتم : نيز روايت كرده از صفوان بن يحيى از ابى ايّوب ابراهيم بن ابى زياد خزاز از ابى حمزهء ثمالى از ابى خالد كابلى كه او گفت : داخل شدم به منزل مولاى خود ، حضرت على بن الحسين بن على بن ابى طالب عليهم السّلام و در دست آن حضرت صحيفه‌اى ديدم كه بر آن مىنگريست و سخت مىگريست . گفتم : پدر و مادرم فداى تو باد ! اى فرزند رسول خدا ! چيست اين صحيفه ؟ حضرت فرمود : « اين نسخه ، لوحى است كه خداى تعالى به رسول خود به هديه فرستاد ؛ آن لوحى كه در آن بود نام خداوند و نام رسول او و نام امير المؤمنين عليه السّلام و نام عمّم حسن بن على عليه السّلام ، نام پدرم و نام من و نام فرزندم محمّد باقر و نام فرزند او جعفر صادق و نام فرزند او موسى كاظم و نام فرزند او على رضا و نام فرزند او محمّد تقى و فرزند او على نقى و فرزند او حسن زكى و فرزند او حجّة اللّه و قائم بامر اللّه و منتقم از اعداء اللّه . آن كه غايب شود غايب شدنى دراز ، بعد از آن ظاهر شود و پر كند زمين را از عدل و داد هم چنان كه پر شده باشد از ستم و بيداد . » « 2 » نهم : نيز روايت كرده از محمّد بن سنان از مفضل بن عمر از جابر بن يزيد جعفى از سعيد بن مسيّب از عبد الرحمن بن سمره كه او گفت كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود : « چون آفريد حضرت ملك جليل ، حضرت ابراهيم خليل عليه السّلام را ، حجاب از پيش نظر آن جناب برداشت ؛ در جنب عرش مجيد ، نورى ديد . پرسيد : « بار خدايا ! اين نور چيست ؟ » خداوند فرمود : « اين نور برگزيدهء من است از خلق من . » سپس ديد نورى در جنب او . گفت : « بار خدايا ! چيست اين نور ؟ » حق تعالى فرمود : « آن ناصر دين من ، على است . »

--> ( 1 ) . ر . ك : كفاية المهتدى [ گزيده ] ، صص 32 - 33 ، ذيل حديث دوم . ( 2 ) . همان ، ص 43 ، حديث چهارم .